من
یه مدتیه اونقدر بی انگیزه شدم که خودم از خودم حالم به هم می خوره...هیچی خوشحالم نمی کنه..یعنی نه اینکه نکنه چرا, اما خوشحال شدن و ذوق کردن یادم رفته...هیچوقت نمی بخشمش.یادمه چقدر انرژی داشتم و چطوری برای هرحرکتی که توی زندگیم می شد ذوق می کردم. اما نمی دونم این همه احساس کجا رفت و چی شد...قاتل, خائن.هرچند تو حرم پیامبر به خدا گفتم می بخشمش, بخشیدم؟ حتی نمی دونم بخشیدن چطوری بود. جدا چطوریه؟ باید وفتی کسی را می بخشی فراموشش کنی؟ یا ابنکه به خوبی ازش باد کنی؟ چطوری می شه کسی را که اصلی ترین دلیل بودنت را کشته بخشید؟ شروع کردن دوباره یعنی چی؟ دوباره بلند شدن و ایستادن چطوریه؟

0 Comments:
Post a Comment
<< Home