Just for myself

Sunday, October 22, 2006

من

یه مدتیه اونقدر بی انگیزه شدم که خودم از خودم حالم به هم می خوره...هیچی خوشحالم نمی کنه..یعنی نه اینکه نکنه چرا, اما خوشحال شدن و ذوق کردن یادم رفته...هیچوقت نمی بخشمش.یادمه چقدر انرژی داشتم و چطوری برای هرحرکتی که توی زندگیم می شد ذوق می کردم. اما نمی دونم این همه احساس کجا رفت و چی شد...قاتل, خائن.هرچند تو حرم پیامبر به خدا گفتم می بخشمش, بخشیدم؟ حتی نمی دونم بخشیدن چطوری بود. جدا چطوریه؟ باید وفتی کسی را می بخشی فراموشش کنی؟ یا ابنکه به خوبی ازش باد کنی؟ چطوری می شه کسی را که اصلی ترین دلیل بودنت را کشته بخشید؟ شروع کردن دوباره یعنی چی؟ دوباره بلند شدن و ایستادن چطوریه؟

0 Comments:

Post a Comment

<< Home